تبليغاتX
::. انتظار .::

انتظار

: درباره وبلاگ

 

نام:نسرین
متولد:16فروردین1369(17ساله)
رشته:کامپیوتر
رنگ:آبی----صورتی
فصل:بهار


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آذر 1386
بهمن 1385
دی 1385

 

: پیوندها

 

آخرین همسفرم خاک
فرنوش خودم
نسرین(کامپیوتر تو(خودم))
میترا
رسان
پرستو ی بهار
سامان
شعر شیمایی
كيانوش
فرهاد
برايان
یوسف
بهداد
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا

 
 
انتظار

وبلاگ جدیدم : http://com-in.blogfa.com/

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
انتظار


  

 

 

 توي قاب خيس اين پنجره ها
عكسي از جمعه ي غمگين مي بينم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابراي سنگين مي بينم

داره از ابر سياه خون مي چكه
جمعه ها خون جاي بارون مي چكه

نفسم در نمياد جمعه ها سر نمياد
كاش مي بستم چشامو اين ازم بر نمياد
داره از ابر سياه خون مي چكه
جمعه ها خون جاي بارون مي چكه

عمر جمعه به هزار سال مي رسه
جمعه ها غم ديگه بيداد مي كنه
آدم از دست خودش خسته مي شه
با لباي بسته فرياد مي كنه

داره از ابر سياه خون مي چكه
جمعه ها خون جاي بارون مي چكه

جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه
خنجر از پشت مي زنه اون كه همراه منه
داره از ابر سياه خون مي چكه
جمعه ها خون جاي بارون مي چكه

 

گاهي تنهايي آنقدر قيمتي است....
كه در را از روي تو كه سالها منتظرت بودم...
باز نمي كنم....

 

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 

                                                            

 

                        

دوست دارم

 

دوست دارم تا برایت بخوانم

بهترین شعرها رو در کوچه های فردا

بهترین هدیه برای تو همان

سرودن نغمه چکاوک هاست

 

 دوست دارم

هم چنان عاشق بمانم

همچون ستاره که تا صبح قیامت

پا به پای خورشید خواهد ماند

 

اری دوست داشتن روبه معنای واقعی ان

                                       دوست دارم

وانسانها را، برای انسان بودن

    و دوست را برای دوست داشتن

                دوست دارم

                         اری دوست دارم                                  

| +| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
دوستت دارم

             

 

دوستت دارم

 

لحظه ای که اسمت را بر زبان می آورم

 

دوستت دارم

 

زمانی که دستت، دستانم را می فشارد

 

دوستت دارم

زمانی که در کنار هم آینده ای مبهم را ورق می زنیم

 

و زمانی که از همان لحظه ها پلی می سازیم برای دوست داشتن

 

دوستت دارم

 

زمانی که در کنار هم نشسته ایم و گوییکه هیچگاه خیال برخاستن نداریم

 

دوستت دارم

 

و لحظاتی که با تو هستم همانند زدن پلکی سپری می شود

 

گمان کنم که این عشق است

 

و همان لحظه ای که دستم در دستان توست

 

لحظه عاشقی....

 

 

 

                   

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
 

وبلاک قبلی بنده

http://www.godnasrin.blogfa.com/

| +| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
.....و
 

...هرگاه دفتر محبت را ورق زدي

... و

 ...هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 ...هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

...براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود

...نه به زبان

 ...بلكه از ته قلب خود بگو : يادت بخير

کجایی بی وفا؟

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
گریــــه کن عزیزم

 

   

گریــــه کن عزیزم اما نـه فـقــط واســـه خــــودت
واسـه اینـــکه نمیـــشه دیــــگه بیــــام تــــولـــد ت

گریـــه کـــن جـــداییـــها مـا رو رهــــا نمیــکـنــن

آدمــــا انــــگار بــرای مــا دعــــا نـمــی کــنـــــن

گریــــه کـن حـالا حـالا بایـد از هم جـــدا باشیــــم    

  بشــینیـــــم منتـــظــر معـجـــزه ی خــدا بـاشـیــــم

گریـــه کــن منــم دارم مثـــل تــو گریــه میــکنــم

بــه خــــدای آسمـــونــامــــون گلایـــه مــی کنـــم

گریــــه کـن واســه شــبایی که بـــدونٍ هم بودیـــم

تـنـــهایـی بــــرای ســـنگینــی غصه کـــم بودیـــم

گریــه کن سبک میشـی روزای خوب یــادت میـاد

گــرچـه تــو تقــویمامـون نیستـن اون روزا زیـــاد   

گریــه کــن برای قولـی کــه بــهــش عمــل نـــشد

واســه مشــکلاتـی که ، بودش و هسـت و حل نشد

گریـــه کـن بـرای رویـایی که قسمـــت نـمی شـــه

یه شبــــم ســـَر خدا واســــه ما خلــــوت نــمی شه

گریه کن بـرای خوابـــــا که فقط یه خواب بـــودن          

واســــه آرزوهامون کــــه همشون حبـــــاب بودن

گریــه کن واسه خوشی هایـــــی که نازل نمی شن

واســه اون دیـوونــــه ها که دیگه عاقل نـــمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شه

دلامــون به سادگــی حـاضر بــه اقــرار نــمی شه

    گریــه کن بـــذار تمــــام عقــده هات شســته بشــه

حــق داره آدم یه وقـــــتا از خودش خستـــه بشـــه

گریـــه کن واسه همه واســه خودت ، بــــرای من

توی بـــارونـــــی تـــرین ثـانیــــه حرفاتــو بـــزن

گریه کن تا آینه شـــه بــاز اون چشــــای روشنـت

واســـه مونـــدن لازمه ، فــــدای گریــــه کردنــت

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
بعد از تو

            

 

من می گم دوستت دارم

بعد از تو دلم هميشه گريان باشد

چون موج اسير خشم طوفان باشد

بعد از تو شود نگاه من خشک به در

تنها و غمين و بی نگهبان باشد

بعد از تو دگر نمی پذيرم دل را

دل را هوس هميشه نالان باشد

آن موی سيه چشم خمار آلودت

من باشم و اين قلب پريشان باشد

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
طالع ماه فروردین

 

نشان طالع بینی متولدین این ماه قوچ اشت که نشانگر تولد و زایندگی است.فلز زندگی این افراد آهن است که نه برابر دیگران به آنها نیرو و توانایی می بخشد و شانس توفیق آنها را در زندگی چندین برابر می کند.

متولدین این ماه انسانهایی آرمانگرا و دارای افکار و ایده های خیالپردازنه هستند و در اینکه عقایدشان را در هر جایی ابراز کنند هیچ تری و واهمه ای ندارند.مهم ترین چیز برای قوچ بر آورده شدن خواسته هایش است و اغلب تنها آن چیزهایی طرف توجه او هستند که مربوط به او باشند.

متولرین این ماه افرادی با اراده هستند و کمتر به احساساتشان روی خوش نشان می دهند و این به خاطر انرژی وقوای کم نظیری است که دارند.

انسان متولد فروردین اهل سیاست نیست.چون نه اقتصاد دان خوبی است و نه شخصیت حسابگری دارد آنها بیش ار اندازه رک و راستگو هستند.

 

زنان متولد فروردین

او علی رغم ذات بخشنده اش وقتی صحبت عشق به میان می آید به زنی خسیس بدل می شود. زن متولد فروردین از جمله کسانی است که به خود اتکا می کند و می تواند راه زندگیش را خودش تعین کند.

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
دوستت دارم باور کن

دوستت دارم                                                  

  دوستت دارم    arezoo

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 
آسان نیست
 

 

بغض پاییزی ابرم بغض یک غروب غمناک شاهد شکـستن من

قطره بارون رو خاک غربت هر چه غروب غم هر چه ابر دنیاست

کوله بار این غریبه جاده دربه ردی هاست میون تنهای دنیا شده

تنهایی نصیبم کاش که بودی و میدیدی اینجا بی تو چه غریبم

کاش میدونستی که بی تو مرگ تدریجی هستی یاد تو تــنها

 رفیق توی هوشیاری و مستی من هوای گریه کردن تو صـدای

 گریه من یاور خوب و نجیبم بی تو من خیلی غریبم بـی تو هر

 لحظه یه قرن هر نفس زخم کشنده تنها با گفتن اســــمت رو

 لبام میشینه خنده آخ که این فقط یه لحظه اســـت بعد از اون

 های های گریه ست جای هر آواز اینجا هر صدا صـــــدای گریه

 است من هوای گریه کردن تو صدای گـــــــریه من یاور خوب و

نجیبم بی تو من خیلی غریبم...

| +| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385 توسط نسرین  |   |  ارسال به دوستای گلتون
 


This Template Designed By  مقداد معظمی
All Rights Reserved